کبودرآهنگیا شب چله همه  با هم می‌نشینند اونایی که هنوز رنگ و بوی قدیمو دارن  بابا بزرگ یا مادر بزرگی   به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند.

چکیر وارلیغیمی دارا گوزلری

آپاریر روحومو هارا گوزلرین

قارا بیر محبس دیر قارا گوزلرین

بوراخ گوزلرینین حبسیندن منی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢٧ | ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : کتابداران کتابخانه شهید اشرفی اصفهانی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.