به نظر می‌رسد قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی (برابر با ۱۲ و ۱۳ قمری) هم در تاریخ خواندن ایران و هم در تاریخ خواندن انگلستان نقطه عطفی به شمار می رود. اما این نقطه عطف دو سرنوشت مختلف را رقم میزند. ابتدا روایت ایرانی این نقطه عطف را می خوانیم و بعد حادثه ای را که در انگلستان افتاده است، بررسی می‌کنیم.

«فزونی نسخه خطی بیهقی در صدۀ دوازدهم و سیزدهم در ایران یک امر تصادفی نیست. در آن روزگار جنبش ادبی‌یی در ایران به وجود آمده بوده است که مورخان ادب فارسی بعدها نام  تجدد ادبی بر آن نهاده‌اند. ادب‌دوستان این عصر عشق و علاقه‌یی به زبان فارسی قدیم پیدا کرده بودند … این نهضت که زمان زندیه آغاز شده بود در عصر قاجاریه به اوج رسید … این ذوق ادبی کم کم از طبقه اهل ادب و البته به تشویق خود آنها به طبقۀ اعیان و اشراف مملکت نیز سرایت کرده بوده است… » (مقدمه تاریخ بیهقی به قلم علی اکبر فیاض، انتشارات هرمس)

اما همزمان با وقایعی اینچنینی در ایران، در انگلستان قرن ۱۸   عامه کتابخوان (reading public) در حال شکل‌گیری بوده است.  وفور نگارش رمان باعث شد که  رمان‌خوانی از یک عمل مختص طبقه ادیبان و اشراف به عملی عمومی تبدیل شود و عامه کتابخوان شکل بگیرید.  در پی شکل گیری عامه کتابخوان شاهد ظهور کتابخانه‌های عمومی نیز هستیم.

آنچه مشخص است، جامعه ایران و انگلستان در زمانی مشابه تصمیم های متفاوتی درباره عمل خواندن گرفته اند و به نتایج متفاوتی نیز  در زمان حال رسیده اند.

البته ناگفته آشکار است،  درباره وضعیت خواندن در ایرانِ قرن ۱۲ و ۱۳ با مثالی که ذکر آن رفت تنها می توانیم یک فرضیه بدهیم و آن اینکه خواندن در آن زمانه تبدیل به عملی اشرافی شد که بیشتر در پی کسب سرمایه های نمادین بوده است.  نشانه دیگر این فرضیه  آن است که فیاض در ادامه همان نوشته ها می نویسد: اشراف و اعیان هم به تقلید از اهل ادب و تاثیر عرف روز، به آثار ادبی قدیم علاقه نشان دادند … و میبینیم که فلان مستشار هم با همه مشاغل ملکی و مالی خود آرزو داشته است که نسخه خوش خطی از بیهقی در خانه خود داشته باشد ولو هرگز حال خواندن آن را نداشته باشد.

تفاوت دیگری که در ایران و انگلستان آن دوره مشاهده می‌شود این است که در انگلستان قرن ۱۸ به آثار خلاق بهای بیشتری داده می شود در حالیکه ایران قرن ۱۲ رو به سنت دارد و اثار ادبی قدیم مورد پسند بوده اند.

به هر روی به نظر می رسد بررسی عمیق تاریخ خواندن در قرن ۱۲ و ۱۳ ایران نه تنها خالی از لطف نیست بلکه امری ضروری به نظر میرسد.