نقش آموزش در مدیریت و توسعه پایدار

 جمشید چایانی

دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی

دانشگاه علوم تحقیقات تهران

 

استاد راهنما :

دکتر نوشین فرد

 

چکیده:

 

                   آموزش، اثربخش ترین ساز و کار جامعه برای مقابله با بزرگترین چالش این قرن؛ یعنی توسعه  پایدار است . توسعه پایدار به انسان های کل نگر ، دارای تفکر سیستمی، دارای بینش میان و فرارشته ای، آگاه، خلاق و مشارکت جو نیاز دارد . تولید منابع انسانی واجد شرایط فوق، نیازمند گسترش آموزش توسعه ای در راستای توسعه پایدار بوده که این امر خود از بزرگترین چالش های توسعه پایدار می باشد که برای تداوم حیات خود نیازمند آن است1( موسائی ، میثم1388).

در این مقاله ویژگی های آموزش توسعه ای و ارتباط آن با توسعه پایدار بررسی شده است . بر این اساس آموزش حرفه ها و مهارت ها، آموزش نهادینه شدن تغییر و نوآوری، آموزش تقویت مهارت ادراکی، آموزش مهارت تصمیم گیری، آموزش روحیه پژوهشی و آموزش خودنظار تی از مؤلفه های آموزش توسعه ای محسوب می شود . از این رو سرمایه گذاری در آموزش توسعه ای

و تولید انسان هایی با شاخصه های علمی گرا، مهارت گرا، تغییرپذیر، سیستمی، پژوهشگر و ... قادر خواهد بود فرایند توسعه را در تمامی ابعاد جامعه گسترش داده و افراد جامعه را به عنوان اصلی ترین عوامل توسعه به بهترین شکل توسعه ای؛ آموزش داده و به ارتقای کمی و کیفی جامعه کمک کنند.

واژگان کلیدی : آموزش توسعه ای، توسعه پایدار، آموزش حرفه ای، نهادینه شدن تغییر، اطلاعات ، آموزش  مداوم ،سواد اطلاعاتی

 

 

 

 مقدمه:

 


              آموزش به مفهوم تغییر دانش،نگرش وتعامل باهمکاران است.(رابینز1988)آموزش کوشش در جهت تغییر آگاهیهای افراد است که فرد را برای کسب آگاهیهای تازه؛برانگیخته و در جهت تغییر عادات و رفتارهاپرورانده و جهت فکری و سرنوشت انسانها را عوض میکند.آموزش تجربه ای مبتنی بریادگیری وبه منظورایجادتغییرات نسبتاًپایداردرفرد،تا او را قادربه انجام کاروبهبودبخشی، تواناییها، تغییرمهارتها دانش،نگرش ورفتاراجتماعی نماید.بنابراین آموزش به مفهوم تغییردانش،نگرش وتعامل باهمکاران است. آموزش مجموعه روشهایی است که بوسیله آن مهارتهای لازم برای انجام دادن کارها به مستخدمان متناسب با نیازشان یاد داده میشود.


 توسعه پایدار عبارت است از توسعه‌ای که نیازهای کنونی جهان را بدون آنکه توانایی نسلهای آتی را در بر آوردن نیازهای خود به مخاطره بیفکند تامین می‌کند. برخی برای توسعه پایدار سه رکن اساسی متصور شده اند : پایداری زیست محیطی (اکولوژیکی) ، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی. (2002) ,Shriberg کارآمدی هر سیستمی به لحاظ کردن هر سه بعد پایداری (اکولوژیکی،اقتصاد و اجتماعی ) است .


دنیایی که مک لوهان، آن را دهکده جهانی و تافلر از آن به عنوان خانه جهانی و پستمن آن را دنیای همراه می‌نامند‌، دنیایی است که دوران دانشمندی در آن پایان‌پذیرفته ودوران روشمندی و کاوشگری فرا رسیده است.(خنیفر،1383)
اصل عدالت بین نسلی ، اصل عدالت اجتماعی (عدالت دوران نسلی) ، اصل مسئولیت فرامرزی ، اصل وابستگی متقابل انسان و طبیعت، اصل زندگی ملایم در زمین و حفظ تنوع زیستی ، اصل مشارکت اثر بخش تمام افراد و گروهها در تصمیم‌گیریهایی که زندگی آنها را زیر تاثیر قرار می‌دهد، توجه به فرهنگ و دانش بومی، برابری جنسیتی، صلح وامنیت دسترسی به اطلاعات معتبر را به عنوان اصول فرایند توسعه پایدار معرفی می کنند. (2000,Filho) در جهت گیریهای توسعه، باید سازمانها را به گونه مجموعه‌ای از نظامهای پیچیده و زنده توصیف کرد که اجزاء آنها در توازن منطقی با یکدیگر قرار دارند و هدفی مشترک را دنبال می‌کنند و فرایندی مشترک با نگرشی پویا و به هم پیوسته دارند .اما متاسفانه آنچه که در برنامه‌های توسعه های ملی ایران در دوران اخیر ارائه شده است به نسبت آنچه که دیدگاه قانون اساسی و تفکر اسلامی مطرح می کند و نیز در مقایسه با کشورهایی که علم فناوری را محور توسعه خود قرار داده اند، تفاوت چشمگیری دیده می شود. (مکنون 1376) برنامه های توسعه اقتصادی برای جوامع جهان سوم که از اواسط دهه 1950 به این طرف از سوی قدرتهای بزرگ سرمایه داری ، به ویژه آمریکا ، پیاده شدند در عمل نتوانستند رشد اقتصادی قابل توجهی را دربسیاری از کشورهای مزبور به وجود آورند.(2001, Duffield) کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار ، بایستی بر اساس شرایط و موقعیت جامعه خود برنامه ای تدوین کنند که بتواند در یک فرایند مشخص و استفاده از همه ظرفیت‌های ملی با نگرش اقتضایی گام بردارند. با تکیه بر وجود منابع داخلی و یا استفاده از نسخه های تجویز شده، بدون توجه به شرایط محیطی، نمی توان به توسعه ای پایدار دست یافت.
رجینالدگرین با بررسی تجربیات و آرزوهای کشورهای کمتر توسعه یافته 9 عنصر اصلی را استنتاج می کند که به نظر وی نقش محوری برای دولت ایفا می کند. در اینجا به پنج مورد از این عناصر اشاره می‌کنیم:
1-خود اتکایی فزایندة ملی عنصر اول در توسعه است .در اینجا عنصر کلیدی ایدئولوژی است. به طور غالب‌، در کشور‌‌های در حال توسعه این باور خطرناک وجود دارد که بدون سرمایه ، نیروی انسانی و تصمیم خارجی نمی توان کاری انجام داد . البته این خطر در صرف استفاده از منابع مالی ، نیروی متخصص و شناخت و فکر خارجی نیست، بلکه جانشین کردن آن به جای تلاشها و منابع ملی است. سه زمینه کلیدی برای عمل در جهت خود اتکایی عبارتند از‌: 1) بعد مالی؛ 2) نیروی انسانی سطح بالا برای تصدی پستهای مدیریتی و تکنیکی؛ 3) مفهوم کلی توسعه.


2- عنصر دوم ، توسعه نیروی انسانی است که به گونه‌ای بسیار وسیع مورد تاکید قرار گرفته است اما به ندرت این امر در چارچوب استراتژی ملی توسعه نیروی انسانی انجام گرفته و از راه یک برنامة آموزشی ملی وابسته به آن تامین و با تخصیص نیروی انسانی برای تامین رفتن افراد مناسب به مشاغل تعیین کننده پشتیبانی شده است.
3- سومین عنصر، داشتن یک استراتژی توسعه روستایی است، به ویژه که شمارکثیری از جمعیت کشورهای در حال توسعه در مناطق روستایی زندگی می کنند و درگیر کشاورزی ، دامداری و ماهیگیری هستند و استراتژی یا برنامه ویا طرحی که توجه متمرکزی به بخش روستایی نداشته باشد، جنبه ملی نخواهد داشت.


4-چهارمین عنصر ، تغییر ساختار اقتصادی برای به دست آوردن نرخ رشد طبیعی اقتصادی بسیار پویا و ظرفیت یا بازده بالا برای افراد است.


5- پنجمین عنصر، کنترل کلی فعالیت‌های اقتصادی است که بخشی از آن ناشی از تمایل کلی به دفاع از واقعیت استقلال و بخشی نیز ناشی از رشد واقع گرایانه این نکته است که اعمال کنترل ملی بر جهت و تغییرات یک اقتصاد با بازار آزاد که زیر سلطة شرکتهای خارجی است، چه سخت می نماید. (همتی، 1376)

            

  توسعه پایدار مفهومی است که در سالهای اخیر  به عنوان یک مساله جهانی به آن نگریسته شده است . امروزه اصطلاح توسعه پایدار به عنوان موضوع سمینارها ، کنفرانسهای موسسات پژوهشی و بین المللی بخصوص برنامه ریزان رشد و توسعه کشورها در آمده است. و به نظر می رسد که توسعه پایدار الگویی مناسب برای توسعه در سالهای اخیر و آتی ظاهر گشته است .      

بررسی عوامل مؤثر بر پیش رفت و ترقی و توسعه در جوامع پیشرفته نشان می دهد که همه این کشورها از آموزش و پرورش و کتابخانه های عمومی و دانشگاههای  توانمند و کارآمدی برخوردار هستند . تبلور آموزش و پرورش و دانشگاهها و کتابخانه های عمومی  در تربیت نیروهای انسانی متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر است . در دنیای امروز که علم و تکنولوژی با رشد و گسترش وسیع و جها ن شمول به عنوان عامل مهم و اساسی در فرایند رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری به حساب می آیند، نهادها و نظام های آموزشی نقش بس عظیم و پراهمیتی را به دست آورده اند. عنایت و توجه روزافزون به نوع و گسترش آموزش ، ضرورتی انکارناپذیر است که ناشی از آهنگ سریع تغییرات در عرصه های مختلف فعالیت های اقتصادی، اجتماعی جوامع می باشد.

ترقی و پیشرفت های علمی و تکنولوژی در دنیای امروز و سرعت تغییرات و دگرگونی در اسلوب و روش های علمی و تکنولوژی بسیار سریع و حیر ت انگیز است و غفلت و عدم توجه کافی به آموزش های لازم و مناسب و غفلت از هماهنگی و تطابق سطح کیفی و کمی و نیروی انسانی با سطح رشد علمی و فنی هر جامعه ای، نهایتاً تنگناها و مشکلات عدیده ای را فرا راه رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و در نهایت توسعه پایدار جامعه ایجاد خواهد نمود(سریع القلم1375).

         هنگامی که سخن از توسعه پایدار است، منظور توسعه ای است که به بقای بشر و رفاه کامل و همه جانبه آن می نگرد . توسعه پایدار با تمام زنجیره ها، فرایندهای پویا، منابع انسانی، منابع طبیعی و نظام سخت افزاری جامعه در یک شکل تعاملی است و درصدد ایجاد تعامل بین حال و آینده است

با توجه به مفهوم فوق به نظر می رسد ظرفیت سازی آموزشی و پژوهشی ایجاد آگاهی، توسعه مهارت ها، تصمیم گیری عقلایی و ... ، کمک های فراوانی در سرعت بخشیدن به مفهوم توسعه پایدار و ارتقای مقوله آموزش در جامعه خواهد کرد.

 

در هزاره سوم که سواد اطلاعاتی به عنوان یک قابلیت مهم برای تمام افرداد یک جامعه به حساب می آید و پیشرفت هر جامعه در گرو میزان حرکت آن جامعه در جهت تبدیل به جامعه اطلاعاتی کارآمد باشد. باید با برنامه ریزی دقیق و حساب شده، بررسی تجارب سایر کشورها و نقاط ضعف و قوت آنها در این زمینه،محاسبه امکانات موجود و برنامه هایی که در گذشته اجرا شده است و از همه مهمتر با تقویت و تجهیز آموزش و پرورش ، دانشگاه ها وکتابخانه ها( بالاخص کتابخانه های عمومی) به حرکت در جهت رسیدن به جامعه اطلاعاتی مولد و پویا و برخورداری از افرادی با توان اطلاع یابی بالا و دارای ذهنی خلاق و منتقد پرداخت تا در آینده ای نه چندان دور شاهد کاهش شکاف علمی و فنی موجود میان ما و کشورهای پیشرفته دنیا باشیم.

 

 

بیان مسأله:

 

نقش آموزش در رشد اقتصادی و افزایش سطح درآمد افراد، مقوله ایست که از دیرباز از دیدگاه های متفاوت اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است . تحلیل هزینه – فایده آموزش، کارایی و اثربخشی آن در مقوله رشد اقتصادی و توسعه، دارای سابقه ای بس طولانی  می باشند. اما به نظر می رسد به منظور نهادینه کردن مفهوم نوپای توسعه پایدار در سال های اخیر، نیازمند بازنگری اساسی در مفهوم آموزش سنتی هستیم تا به مفهوم آموزش توسعه ای و نقش آن  در تعمیق هر چه بیشتر توسعه پایدار، بپردازیم(ساخاروپولوس1373).

تجربه سال های اخیر ثابت نموده که مقوله آموزش بدون در نظر گرفتن الگوهای رفتاری و نگرشی توسعه، صرفاً موجب ارتقای اطلاعات آموزش دیدگان شده و شاید نقشی مؤثر در توسعه  پایدار ایفا نمی کند(سلطانی، 1383)

از این رو در این مقاله پس از مروری اجمالی به تاریخچه آموزش در ایران و عرضه و تقاضای آموزش به تعریف شاخصه های آموزش توسعه ای و نقش آن در توسعه پایدار می پردازیم.

 

 

تاریخ مختصر آموزش در ایران:

 

آموزش در ایران، قدمتی دیرینه دارد . بررسی مختصر تاریخی آموزش در دوره قبل از ورود دین اسلام به ایران نشان می دهد که آموزش بر اساس تعالیم دین زردشت، توسط جامعه و والدین انجام می شد . در زمان حکومت ساسانیان 224قبل از میلاد تا 642 بعد از میلاد ) نخستین دانشگاهی که رشته های پزشکی، فنی و علوم طبیعی و اجتماعی را تدریس می کرد، پایه گذاری گردید.

بعد از ورود اسلام به ایران، مساجد ، مکتب خانه ها و حوزه های علمیه، مراکز اصلی تعلیم و تربیت شدند. دروس اصلی مدارس آن زمان، صرف و نحو عربی و منطق بود که عموماً فرزندان طبقات متوسط در آن آموزش می دیدند و طبقات بالای جامعه برای فرزندان خویش معلم سرخانه استخدام می کردند . در چنین نظامی قشر بندی که البته با نظام کاستی پیش از اسلام تفاوت اساسی آموزشی به اوایل دوره قاجاریه و جنگ های ایران و روس برمی گردد که طی آن، رهبران جامعه از تحولات غرب مطلع شدند و به عقد قراردادهایی مبادرت ورزیدند . اجرای این قراردادها، به ویژه قرارداد عباس میرزا و انگلیس که اعزام محصل به خارج را نیز در بر می گرفت، زمینه ساز ورود اندیشه غرب به عنوان یک حرکت غیردینی به ایران می باشد . با وقوع انقلاب مشروطیت - که ریشه در تحولات اجتماعی ایران داشت - تغییر نظام آموزشی و شکل گیری نهاد جدید آموزش سرعت گرفت . البته بعد از سال های 1313 ، با ورود دوباره اندیشه دینی به محافل و محیط های فرهنگی و آموزشی از سرعت رشد اندیشه سکولاریسم در پهنه آموزش کاسته شد. در دهه 1330 و 1340 ، با عضویت ایران در یونسکو، شرکت در کنفرانس های جهانی و میزبانی کنفرانس وزیران آموزش و پرورش در دهه 1340در تهران، آموزش و کاهش بیسوادی به عنوان شاخص مهم توسعه از عوامل درونزای برنامه های اقتصادی و اجتماعی گردید.

بعد از انقلاب اسلامی، ساختار نهاد آموزش تغییر اساسی نکرد و تنها آموزش های مذهبی، غنای بیشتری یافت . این امر، علاوه بر کارکرد آشکار 1، دارای کارکرد پنهان 2 نیز می باشد، که به عنوان مثال می توان از آموزش قوانین جدید مملکتی، احترام به ارزش ها، مقدسات دینی و آرمان های نظام جمهوری اسلامی ایران نام برد.

به هر حال، توسعه ارتباطات و آگاهی از پیشرفت های ملل دیگر، بر تقاضای آموزشی و نظام کرده بود، فرزندان طبقات پایین تر، بویژه در مناطق روستایی، به ندرت سواد می آموختند.

تأسیس مدارس جدید ابتدایی و متوسطه، به سبک اروپایی، مقارن مشروطیت و سلطنت احمدشاه بود؛ هر چند پیش از این، مقدمات تأسیس د ارالفنون فراهم شده بود . در واقع ریشه های تغییر نظام آموزش تاثیر زیادی می گذارد(سعیدی 1386).

 

عرضه و تقاضای آموزش

تاثیر شگفت انگیز آموزش در زندگی انسان و شکوفایی استعدادها و ارزش های والای انسانی بر هیچکس پوشیده نیست . آموزش نه تنها می تواند در رشد اخلاقی، رفتاری و حتی جسمانی افراد مؤثر باشد، بلکه وسیله ای در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار می آید یعنی نقش آموزش نه تنها در عینیت بخشیدن به زندگی مادی و معنوی فرد متوقف و محدود نمی شود، بلکه تمام شؤون اجتماعی او را در بر می گیرد و عامل رشد و تحول اساسی جامعه می گردد.

 

__________________________________________________________

1 - Manifest function

2-Latent function   

 

 

" آدام اسمیت " اقتصاددان معروف کلاسیک، معتقد است سرمایه گذاری در آنهاست . با آموزش، افراد تواناتر خواهند شد و رشد قابلیت های آنان سبب می گردد که نه تنها خود به درآمد بیشتری نایل گ ردند، بلکه جامعه نیز از سرمایه گذاری در آنها منتفع گردد . به عقیده اسمیت انسان ها با آموزش به سرمایه مبدل می شوند و جامعه می تواند از توان تولید آنها به صورت بهتری بهره مند گردد.

" تئودر شولتز " که از مهم ترین اقتصاددانان معاصر است و به پد ر نظریه سرمایه انسانی معرف است نیز، بر اهمیت و ضرورت توجه به سرمایه انسانی در تحلیل های اقتصادی تأکید فراوان دارد . توانایی های اکتسابی انسان ها مهم ترین منبع رشد بهره وری و توسعه اقتصادی » بنابر عقیده شولتز سال های اخیر به حساب می آید و آموزش و پرورش به عنو ان مهم ترین سرمایه گذاری در انسان،  دارای مؤثرترین نقش در رشد و توسعه جوامع می باشد .

جهان امروز دریافته است که آموزش افراد، نوعی سرمایه گذاری ملی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید، بدون شک از رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و ف رهنگی بیشتری در آینده برخوردار خواهد شد . سرمایه انسانی که در نتیجه آموزش حاصل می شود، از مهم ترین منابع » : عوامل رشد و توسعه اقتصادی به شمار می آید . " هاربیسون " در این زمینه اظهار می دارد :

انسانی، پایه های اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد . سرمایه و منابع طبی عی، عوامل تبعی تولیدند در حالی که انسان ها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند، از منابع طبیعی بهره برداری می کنند، سازمان های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را متراکم می سازند و توسعه ملی را به جلو می برند . به وضوح کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری نماید، قادر نخواهد بود هیچ چیز دیگری را توسعه  بخشد و آموزش ، نیروی کار را قادر می سازد که از ماشین آلات، تجهیزات و تکنولوژی پیشرفته، بهتر استفاده نماید.

سرمایه گذاری د ر امر آموزش بویژه برای جوامع در حال توسعه، فو ق العاده سودآوراست. در رابطه با جنبه های گوناگون و حساس نظیر فرهنگ، ظرفیت تولید، توزیع درآمد و رشد جمعیت نقش مهمی را می تواند در جریان رشد و توسعه اقتصادی جوامع بازی کند. در اثر آموزش وپرورش ، افراد جامعه دارای مهارت وتخصص خاصی می شوند که این امر با عث ارتقاء و بهبود ظرفیت تولید افراد و نیز سبب افزایش توانایی نیروی کار آنها می شود.

آموزش نیز مانند هر کالای دیگر عمومی د ارای بازاری است که عرضه و تقاضای خاص خود را دارد. برای شناخت ساختار آموزش در هر جامعه ای باید هم عرضه و هم تقاضا مورد مطالعه واقع شود. مطالعه بازار آموزش ، امروزه در دانشی به نام اقتصاد آموزش صورت می گیرد . اقتصاد آموزش، رشته علمی جدیدی است که بیش از دو دهه از عمر آن نمی گذرد . این رشته، که زیرشاخه ای از علم اقتصاد است، به ویژه برای کشورهای در حال توسعه - که آموزش به عنوان یکی از عناصر توسعه به حساب می آید - توصیه های مهمی را در بر دارد . همانطور که موضوع مرکزی علم اقتصاد مدیریت، بیشینه کردن  تولید با استفاده ا ز منابع کمیاب و محدود می باشد،

اقتصاد آموزش نیز سعی دارد تا با استفاده بهینه از منابع آموزشی، به حداکثر تولید نائل آید . بدین ترتیب، اقتصاد آموزش، عوامل تعیین کننده عرضه و تقاضای آموزشی و تفاوت بین فایده ها و هزینه های شخصی و اجتماعی سرمایه گذاری در آموزش را بررسی می کند . هزینه های آموزش باید به نحوی تخصیص یابند که بالاترین بازده اجتماعی را به دست آورده، و همچنین با توجه به محدودیت منابع برای آموزش یا بهر هگیری از راه های مختلف و ابداعات آموزشی و روش های  جدید، زمینه افزایش کارآیی را فراهم نمود (سعیدی1386). نکته مهمی که در خصوص اقتصاد آموزش به اثبات رسیده اینکه آموزش، هم مصرف است و هم سرمایه گذاری . از یک سو منافع فوری آن مطرح است و از سوی دیگر کمک آن به ایجاد درآمد در آینده از طریق تولید و تربیت کارگران ماهر مطرح است که قادرند در آینده ظرفیت های تولیدی خویش را افزایش داده و درآمد بالاتری دریافت دارند (ساخاروپولوس 1373).

بررسی تقاضای آموزشی ، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، نشان می دهد که عمده انگیزه تقاضای آموزشی، اقتصادی است . فرد، انتظار دارد با بالا رفتن سطح آموزش، درآمدش نیزافزایش یابد . اکثر مرد م در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، آموزش را معمولاً برای فواید غیراقتصادی تقاضا نمی کنند؛ بلکه آموزش، وسیله تأمین اشتغال در بخش های اقتصادی به ویژه بخش های جدید را فراهم می کند.

میزان تقاضای آموزش، در سطحی که فرد را قادر به استفاده از امکانات شغلی جدید نماید، به وسیله ترکیبی از چهار متغیر زیر تعیین می شود:

1. اختلاف مزد و یا درآمد؛

2. احتمال موفقیت در پیدا کردن شغل در بخش جدید؛

3.هزینه های مستقیم شخصی؛

4.هزینه های مستقیم یا هزینه فرصت های از دست رفته آموزش، به این ترتیب که هر چه هزینه فرصت از دست رفته بیشتر باشد، تقاضا برای آموزش کمتر خواهد بود.

البته، عوامل مؤثر غیراقتصادی نیز وجود دارند که بر تقاضای آموزشی مؤثرند . این عوامل، عبارتند از: سنن فرهنگی، موقعیت اجتماعی، آموزش والدین و خانواده.

بخش مهمی از تقاضای آموزشی در کشورهای در حال توسعه و به ویژ ه ایران، به طور کاذب ایجاد شده است . بدین لحاظ، می توان از طریق شناسایی عوامل مربوطه، تقاضای آموزش را به سطحی واقع بینانه تر کاهش داد . کاهش این تقاضا، فواید و هزینه های خصوصی آموزش را به هزینه و فواید اجتماعی آن نزدیک تر می سازد.

عرضه آموزش ، بستگی به استراتژی توسعه دارد . این امر به ویژه در کشورهای در حال توسعه مصداق دارد . استراتژی توسعه تعیین می کند که چه مقدار از مکان و ظرفیت آموزشی فراهم گردد، چه نوع آموزشی ترویج شود، چه کسی به مکان های آموزشی راه یابد و چه سطوح تحصیلی مورد عنایت قرار گیرند . لذا، عرضه آموزشی را باید با معیارهای دیگری که غالباً اقتصادی هم نیستند، سنجید . بدین ترتیب، نخست استراتژی توسعه برگزیده می شود و سپس به طور اقتصادی در مورد آموزش بحث می گردد . بنابراین، اگر با هر نوع معیاری – اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی - ، استراتژی توسعه صنعتی را از ط ریق استراتژی های توسعه صادرات و یا جایگزین واردات برگزینیم، به سطوحی خاص از آموزش توجه بیشتری معطوف می گردد، تا اینکه استراتژی توسعه خودمحور، انتخاب شود ممکن است این برنامه توسعه به آموزش عالی، توجه زیادی نکند . در کشورهایی که سیاست های خصوصی سازی اقتصادی در آنها اجرا می گردد، تخصیص هزینه های دولت در زمینه آموزش فنی و حرفه ای، کاهش می یابد؛ زیرا بخش های مختلف صنایع که اینک در مالکیت خصوصی است، هزینه آموزش نیروی انسانی خود را متقبل می شوند.

 

سرمایه گذاری در آموزش

امروز رشد اقتصاد ی جوامع، تنها تابعی از عوامل تولید یعنی کار و سرمایه نیست؛ بلکه بهبود کیفیت نیروی کار، پیشرفت فنی در تکنولوژی، تخصیص مطلوب تر منافع و در نهایت آموزش و پرورش، نقش مهمی را در آن ایفا می کنند . ادوارد دنیسون 1929 میلادی در مطالعات خود نشان داده است که حدود 21 درصد از رشد اقتصادی، در ایالات متحده آمریکا ناشی از پیشرفت هایی بوده است که از طریق بهبود کیفیت نیروی کار و ارتقای سطح تکنولوژی حاصل شده که هردوی این عوامل متأثر از آموزش است. بنابراین، بهبود در کیفیت نیروی انسانی موجب می شود که از یک طرف عامل کار، ماهرتر و تواناتر گردد و از طرفی دیگر بهبود و پیشرفت در دانش و تکنولوژی نیز سبب می شود تا عامل سرمایه ، کار آتر و مولّدتر گردد؛ بدین ترتیب توسعه و گسترش کارآیی و بهره وری هر دو عامل تولید ، وابسته به آموزش است . پروفسور پاپی؛ مصرانه اظهار می دارد که در غیاب نیروی انسانی با قابلیت مناسب، نقش سرمایه و اقدامات تصنعی تولید ، ناکافی خواهد بود . جالب توجه این است که پاپی از نقش نیروی انسانی ماهر در رشد و توسعه اقتصادی هم بر عوامل شخصیت و منش و هم بر پرورش مهارت های ویژه تأکید می کند . در ملاحظه تلاش های تربیتی از نظر اقتصادی، تنها نباید آموزش افراد را در زمینه صنایع و امور دیگر ارزشیابی کرد؛ لازم است دگرگونی وتحول گرایش ها و شخصیت آنان نیز ارزشیابی شود . به نظر پاپی، ویژگی های اساسی شخصیتی ناشی از آموزش باید افراد را برای پذیرش اخــتراعات و نوآوری ها آماد ه تر ساز د و افراد مسؤول را در اخذ تصمیمات عمده فنی، اقتصادی وسیاسی از دانش عمیق و وسعت نظر بیشتری برخوردار کند تا از ایجاد  هرگونه اشتباه و انحراف در امان باشند و یک نوع(( تحرک اندیشه  )) یا (( انعطاف ذهنی )) ایجاد نماید.

 

بر اساس تحقیقات انجام شده در کشورهای در حال توسعه، سرمایه گذاری آموزشی بیشتر از  سرمایه گذاری های فیزیکی بازده دارد که این امر، نشان از کمیابی مزمن سرمایه انسانی است .

مولفه های توسعه پایدار :

1-     آموزش و دانشگاه

2-     صنعت

3-     دولت

4-     بخش سازمانهای  نیمه دولتی و خصوصی در توسعه پایدار

5-     دانش

 

نتایج این تحقیقات نشان داده است که:

1-نرخ بازده سرمایه گذاری آموزشی بر اساس مقاطع آموزشی کاهش می یابد . لذا، بازده آموزش ابتدایی، بیشتر از مقاطع بالاتر است.

2-نرخ بازده خصوصی و اجتماعی آموزشی بسیار نابرابر است؛ چرا که دولت های در حال توسعه، یارانه بیشتری به آموزش می دهند . پس، چون فرد هزینه آموزش کمتری می پردازد، بازده خصوصی بالاتر از نرخ بازده آموزش است.

3-سرمایه گذاری در آموزش، منافع خارجی یا عمومی ایجا د م ی کند. صرف نظر از منافع فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نظیر کاهش بیکاری، افزایش سلامت، کاهش هزین ه های بهداشتی، افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی و ...، به موجب پژوه ش های لزلی و برینگ من، حدود 20تا 40 درصد از رشد اقتصادی کشورها، ممکن است مربوط به نقش آموزش عالی باشد.

4- نرخ بازده اجتماعی سرمایه گذاری در آموز ش، نسبت به نر خ های بازده در سرمایه گذاری های جایگزین، پرکشش تر است. براساس پژوهش های انجام شده، نرخ بازده اجتماعی آموز ش عالی حدود 12 تا 13 درصد است که از نرخ های سرمایه گذاری های جایگزین، فراتر می رود.

5- جامعه ، توزیع درآمد عادلانه را ترجیح م ی دهد و دسترسی به آموزش ابزاری برای رسیدن به این امر است . اگرچه مس أله عدالت توزیعی از طریق توزیع مجدد درآمدها به صورت یارانه و یا پرداخت های انتقالی امکان پذیر است، اما از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران ، گسترش سرمایه گذاری در سرمایه انسانی، به ویژه در طبقات کم درآمد، ساز وکار مناس ب تری برای توزیع درآمد عادلانه است و هزینه کمتری را نیز در بر دارد . این کار از طریق سرمایه گذاری در آموزش عالی امکان پذیر است.

6- جامعه، آموزش را به مثابه کالایی مطلوب می بیند . از آن جا که تصمی م گیران ملی موظف اند هزینه بر روی کالاهای ارزشمندی نظیر بهداشت و آموزش را تشویق ، و از هزینه بر روی کالاهای زیا ن بار جلوگیری کنند، این موضوع می تواند توجیه مناسبی برای سوق دادن یارانه ها به  سوی آموزش تلقی شود(جاودانی 84) در این جاست که مقوله ای به نام آموزش توسعه ای از اهمیت خاصی برخوردار خواهد شد . در واقع در این جا نباید توجه به علم ، صرفاً برای علم باشد، بلکه باید به نقشی که می تواند در توسعه داشته باشد نیز توجه کرد .

 

تعریف شاخصه های آموزش و توسعه پایدار

 

1- آموزش حرفه ای و مهارتی

یکی از نشانه های عملیاتی انسان توسعه یافته که به اشتغال کمک می کند و یا فرایند اشتغال را تسهیل می سازد، داشتن مهارت هایی است که زمینه های رشد و توسعه را فراهم نماید . آموزش و اطلاعات جدید، توقعات جدیدی را در افراد ایجاد و بعد از مدتی اطلاعات تبدیل به روش کار و مهارت می گردد.

2- آموزش نهادینه شدن تغییر و نوآوری

یکی از نشانه های آموزش توسعه ای این است که دائماً افکار جدید را تولید و به کار گیرد و یا به تعبیری، خلاق و نوآور باشد . در واقع این مهم در صورتی امکان پذیر خواهد بود که میزان پذیرش اطلاع ات جدید از سوی افراد جامعه بالا بوده و افراد نه تنها تحت تأثیر افکار قدیمی نباشند و به حفظ وضع موجود فکر نکنند، بلکه همواره تشنه اطلاعات جدید باشند.

3- آموزش تقویت مهارت ادراکی

مهارت های ادراکی، توانایی درک این نکته است که کارکردهای گوناگون جامعه با یکدیگر وابسته اند و تغییر در هر یک از بخش ها الزاماً بخش های دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد . زیربنای مهارت ادراکی در واقع همان تفکر سیستمی است که در عمل، اجرای واقعی آن نیازمند تغییر در افکار جامعه است تا بتواند اندیشه ادراکی را به کنش ادراکی تبدیل نماید.

4-آموزش تقویت مهارت تصمیم گیری

تصمی مگیری فرایندی است پیچیده که نیازمند اطلاعات کافی در ابتدا می باشد . آموزش این مهارت به افراد این امکان را می دهد تا از میان انبوه اطلاعات موجود، اطلاعات مورد نیاز تصمیم خود را یافته و سپس پردازش و مورد استف اده قرار دهد . در واقع از شاخصه های انسان آموزش دیده توسعه ای این است که از منابع مؤثق در فرایند تصمی مگیری استفاده نماید.

5- ایجاد روحیه پژوهشی

یکی از کیفیت هایی که نشانگر انسان پرورش یافته است، این است که روحیه پژوهشی داشته باشد. ایجاد این روحیه با کلاس ها ی رسمی و آموزشی میسور نبوده، بلکه افراد جامعه بایستی به صورت ساختاری و خودجوش ، این روحیه را در خود ایجاد نموده و به تحقیق روی آورند .

آموزش خود نظارتی

خودنظارتی از ویژگی های انسان توسعه ای است و هر فردی که بدان مجهز شود، دائماً به بالندگی و کامل ساختن خود فکر می کند . خودنظارتی، نوعی رهبری بر خود است و فرد به طور مداوم وضعیت خود را با اطلاعات تولید شده، مقایسه نموده و به دنبال به روز نگه داشتن خود است.

 

 

 

نقش آموزش توسعه ای در توسعه پایدار

از آنجا که یکی از شاخص های توسعه پایدار، درونی کردن مفهوم توسعه درون و بین نسل های جامعه است، از این رو سرمایه گذاری در آمو زش توسعه ای و تولید انسان هایی با شاخصه های علمی گرا، مهارت گرا، تغییرپذیر، سیستمی، پژوهشگر، خودنظارت و به بیان دیگر دارای انعطاف ذهنی و تحرک اندیشه، قادر خواهد بود فرایند توسعه را در تمامی ابعاد جامعه، گسترش داده و افراد جامعه را به عنوان اصلی ترین عوامل توسعه به بهترین شکل توسعه ای آموزش داده و به ارتقای کمی و کیفی جامعه کمک کنند . از منظر دیگر، آموزش توسعه ای باعث می شود که افراد در برابر تغییرات نه تنها مقاومت نکنند، بلکه به دلیل داشتن انعطاف پذیری لازم، استقبال نیز بنمایند؛ این پدیده خود از شاخصه های مهم در رابطه با توسعه پایدار است .

 

 

نتیجه گیری:

 

اگر چه نقش آموزش در هر جامعه ای کاملاً مشخص و محرز می باشد، اما طی سال های طولانی که دولت ها به هزینه  فایده اقتصادی این امر پرداخته اند، کمتر به چگونگی ارتقای کیفی آن در راستای توسعه محوری جامعه اهمیت داد هان د. امروزه مفهوم توسعه پایدار به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های جامعه ، مطرح بوده و از این رو پرداختن جدی به این بحث، هم از جهت آموزش و هم توسعه بسیار جدی می باشد . آموزش توسعه ای در واقع با مطرح نمودن شاخصه های هرچند کوتاه و مختصر، کمک شایانی به گسترش مفهوم توسعه پایدار می نماید . بر این اساس به نظر می رسد آموزش در کشورهای در حال توسعه در صورتی که ویژگی های زیر را داشته باشد، به توسعه پایدار کمک خواهد کرد:

* مهارت های شغلی و زندگی را آموزش دهد؛

* خلاقیت و نوآوری را پرورش دهد؛

*   مهارت های ادراکی را تقویت کند؛

* توانایی مهارت های تصمیم گیری را افزایش دهد؛

* به پرورش و تقویت روحیه پژوهشی منجر شود؛

* توانایی ارزیابی و نظارت بر خود را افزایش دهد.

هر نظام آموزشی که خروجی آن دارای ویژگی های بالا نباشد، آموزشی غیرتوسعه ای است و نمی تواند به رفتارهایی سازگار با توسعه پایدار که اساس آن تعامل سازنده و تکاملی با طبیعت وسایر انسان ها و تضمین کننده رفاه و عدالت بین و درون نسلی است، منجر گردد . پیشنهاد سیاستی این مقاله این است که نظام آموزشی کشور از دید توسعه پایدار مورد ارزیابی قرار گیرد، چرا که اساس توسعه پایدار کشور از کانال آموزش توسعه ای می گذرد، در غیر این صورت خروجی های نظام آموزشی به عنوان عواملی ضد توسعه عمل خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

- اسحاقی، نادعلی ( 1387)، نقش آموزش و پرورش در توسعه اقتصاد ی، سایت www.bazyab.ir

- ساخاروپولوس، جرج( 1373 )، آموزش برای توسع ه، ناشر : سازمان برنامه و بودجه، چاپ دوم.

- سلطانی، ایرج(1383)،نقش تکنولوژی اطلاعات در توسعه منابع انسانی، سایت تدبیر.

- سعیدی، علی اکبر( 1386 )، اقتصاد آموزش. سایت شخصی به آدرس:

http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000144.php

- سریع القلم،محمود( 1375)، توسعه جهان سوم و نظام بی نالمللی، تهران: نشر سفیر

- شاوردی، ت (1372)، نقش آموزش و پرورش در توسعه، نشریه رشد معل م، سال دوازدهم

. شماره2، شماره مسلسل 95

خنیفر ، حسین:آموزش و پژوهش؛ قدرتمند ترین ابزار توسعه،همایش ملی نقش آموزش و پرورش در توسعه پایدار ، 22و23 ، 1383.

. مکنون ، رضا: علم فناوری و برنامه سوم جمهوری اسلامی ایران ، مجله برنامه و بودجه، شماره 35، 1376.
همتی ، عبدالناصر ، نگرشی بر دیدگاهها و مسائل توسعه اقتصادی ، سوش ، تهران ، چاپ اول ،1376.

. - جاودانی، حمید(1384)، دولت آموزش و توسعه پایدار، نامه آموزش عالی، شماه 18

- حق شناس، اصغر(1385)،نقش سرمایه اجتماعی در توسعه، آدرس سایت:

http://www.mbaforum.ir/archive/index.php?t-2931.html

- حسنی، فرنود(1383)،توسعه پایدار وجغرافیا، آدرس اینترنتی:

http://www.asianews.ir/main1.asp2

- حسنی، فرنود( 1383 )، نقش آموزش در توسعه جامعه دان شمدار،آدرس اینترنتی:

http://itmanagement.persianblog.com

- عیوضی، محمدرحیم(1385)، انسان موضوع توسعه، خبرگزاری فارس:

http://www.FARSNEWS.com/

- ____(2004), International telecommunication union (ITU),

Digital Access index. Technology / Telecoms.

- Goldstein, I(1993), Training in organizations: needs assessment,

development & ، evaluation, Monterey, ca: brooks-cole.

- Kirk Patrick, D.I.(1995), Techniques for evaluating programs,

Journal of the American society of training directors.

- Noe, Raymond(2002), Employee training & development, (2 ed),

Mc graw-hill companies, Inc.

- Philips, J.J.(1991), Handbook of training evaluation and

 

. Balug , Mark : (1997) . Approaches to Educational Planning. Economic Journal.
. Layard , R:(1971). Economics Theories of Educational planning. In Essays in Honour ofLionel Rbbins. Ed. M. Hand B.A.Corry, Weidenfeld and Nicolson London.
. Psachararopulos, George,Hinchliffe, K.Dougherty,C and Hollister,
R: (1983),Manpower issues in Educational investment.World Bank staff Working paper no.624 Washington.D.C.

.Filho,W.L(2000), Dealing with Misconception on the Concept of Sustainability , International Journal of sustaionability in Higher Education, vol,1,No1..Duffield, Mark(2001), Global Governmance and the New Wars, London, zod Book..
.Arnab Rog (2005) ,Industrial Development Measures:What India can Learn form Japan,center for studies in International Relations and Development. )www.csird.org.in(. World Bank , Reserve Bank of India, Economic stabilizing Board,Japan.. A.K.N.Reddy, technical Alternatives and Indian energy crisis.Economic and political weekly , Bombay, special Number, Agust,1977.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: علوم تحقیقات , دانشگاه آزاد , جمشید چایانی


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٩ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : کتابداران کتابخانه شهید اشرفی اصفهانی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.